شير على خان لودى
270
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
هرچه مانع او باشد در تحصيل منافع به دفع آن مشغول شود و اگر دفع نتواند كرد به گريه و فرياد استعانت جويد ، و اين قوّتها روز به روز در تزايد باشد و اثر خاصّ انسان كه قوّت تميز است در او پيدا شود ، پس طالب كمال در كسب فضائل و تكميل نفس ناطقه به همين ترتيب شروع نمايد ، چنانچه اوّل به تعديل قوّهء غضبى و بعد از آن به تكميل قوّهء تميز و ادراك اشتغال نمايد ، و چون از تهذيب هر سه قوّت فارغ شده باشد ، همّت بر حفظ قوانين عدالت گمارد و در افعال و معاملات از آن تجاوز ننمايد تا استكمال آن فضيلت نيز حاصل آيد ، و چون بدين مقام رسد حكيم كامل گردد . پس اگر خواهد در تحصيل اسباب سعادات كه به اعتبار امور خارج باشد ، مشغول شود ، و سعادات سه 176 نوع است : اوّل سعادات نفسانى ، دوم سعادات بدنى كه تعلّق به اجتماع اهل مدينه دارد . و ترتيب شروع در علومى كه سعادت نفسانى را شايد ، به قول حكماى متقدّم بر اين وجه است : اوّل علم تهذيب اخلاق ، دوم علم منطق ، سيم علم رياضى ، چهارم علم طبيعى ، پنجم علم الهى ؛ يعنى اگر تحصيل علوم به اين ترتيب نمايد سريع النّفع باشد . امّا سعادات بدنى علومى باشد كه در حفظ صحّت بدن و ازالهء امراض جسمانى نافع بود ، مانند طبّ و نجوم كه با وجود شرف ، ادراك انواع منافع جسمانى مثل مالومنال از آن حاصل آيد . و امّا علومى كه متعلّق به سعادات بدنيست ، مشتمل باشد به انتظام دين و دولت تا امور اجتماع در باب معاش و معاد بر وجهى نيكو وجود گيرد و از قوى بر ضعيف حيف نرود و آن به موجب اشارهء بزرگان دين علم شريعت است از اصول و فروع و كلام و اخبار و تنزيل و تأويل و ديگر علومى كه در امور معاش دخيل بود ، چون علم شعر و كتابت و حساب و مساحت و استيفا و آنچه بدان ماند ، و منفعت هريك از آن انواع به حسب مرتبهء او باشد در اقسام علوم . شعبهء [ پنجم ] 177 ، در حفظ صحّت نفس - چون نفس را فضيلتى حاصل شود ، واجب بود محافظت آن كردن و معاشرت با اخيار و احتراز از صحبت اشرار ، زيراكه هيچچيز در نفس آدمى چنان زود تأثير ندارد كه اخلاق و اوصاف جليس و مصاحب ، خصوص طايفهاى كه در اظهار صفات ذميمهء خود باك ندارند و آن فعل را وسيلهء معاش و راه يافتن در مجالس سلاطين و امرا گردانند ، و تمام همّت ايشان آن بود كه بر لذّات قبيح و مشتهيات خسيس ظفر يابند ، پس دورى از صحبت اين طايفه و احتراز از استماع كلام ايشان عظيمترين شرط است در اين باب . و آنچه در علم فقه مقرّرشده كه انشاد اشعارى كه مشتمل بر تشويق و ترغيب در آن باشد حرام است ، اشاره به همين معنى تواند بود ، و منع آلات مطربى و شاربان خمر نيز از اين سياق است . و حكما گفتهاند كه ميل نمودن به هواى نفس همچون فرود آمدن از جايگاه رفيع است كه در آن به كلفتى احتياج نيست و ترقّى بر معارج فضائل بعينه بر بلندى رفتن است كه بىتحمّل تعب و مشقّت ميسّر نگردد ، نظم :